هدیه ای از طرف خداوند

بدون عنوان

1394/3/15 20:44
نویسنده : مامان سعیده
750 بازدید
اشتراک گذاری

سلام

النای کوچولوی من الان 1 سال و 3 ماه و 7 روز داره

حسابی شیطون بلا شده و از دیوار راست میره بالا

وقتی کسی رو می بینه، یه ســَـــــ کشیده میگه یعنی سلام

چند روز پیش که داشتم نماز میخوندم خودشو انداخت تو بغلم و گفت: سعییی

اون لحظه انگار دنیا رو بهم دادند، چون داشت منو صدا میکرد. بعد اون بعضی اوقات میگه سَده بعضی وقتهام میگه سعییی:  یعنی سعیده

النا عاشق مهر  نمازه. هر وقت نماز میخونیم باید مواظب مهر باشیم چون میاد با شیطنت خاصی مهرو برمیداره و چون میدونه نباید این کارو بکنه جلوت وایمیسته و میخنده

النا عاشق بیرون رفتنه و روزها به محض اینکه باباش میرسه خونه باید بغل باباش شه و بره دَ دَ

http://uupload.ir/files/l2m4_20150430_184033.jpg

همچنین علاقه زیادی هم به دستمال کاغذی داره

 

http://uupload.ir/files/izay_20150417_135646.jpg

دو هفته پیش رفتیم پارک آب و آتش، اونجا به بچه ها بادکنک میدادند مام دو تا بادکنک براش گرفتیم و به لباسش گره زدیم. النام کلی ذوق میکرد و تو جمعیت بدو بدو میرفت. هر کس میدیدش میگفت خانوم مواظب باشین باد دخترتونو نبره!!!

http://uupload.ir/files/0lut_20150516_190133.jpg

همچنین به محض اینکه چشم ما رو دور ببینه میپره روی کاناپه و روش بدو بدو میدوه و تحت هیچ شرایطی حاضر نمیشه بیاد پائین

http://uupload.ir/files/w0r2_20150529_120304.jpg

باباش هم وقتی نتونه آرومش کنه النا رو بغل میکنه و میذاره رو یخچال!

http://uupload.ir/files/80be_20150430_114524.jpg

پسندها (1)

نظرات (1)

عمه فروغ
10 تیر 94 23:07
سلام سعیده جون خوب هستید؟ ای جوووووونم هزار ماشاا.. به گل دختری چقدر بزرگ و خانوم شدهقربون شیرین زبونی هاش از طرف من هم ببوسش